• تاریخ انتشار:
    1397/7/2
شرح مقاله:

این روزها شما بهتر ازمن میدانید التهاب شدیدی در حوزه ی ایجاد استارتاپ ایجاد شده است که نظر شخصی بنده نه براساس تفکر و توانایی بلکه بر اساس جبر سنگین اقتصادی برای ما ایرانیها برای برخی از افراد ی که میخواهند راه نجاتی بیابند استارتاپ کلمه ی دندانگیری میتواند باشد اما گاهی میتواند از چاله شمارابه چاه خود غرق کند

 

 

 در حوزه ی کاری خود میبینم اشخاصی را که می خواهند کاری انجام دهند بسیار بزرگ و به عنوان مثال فلان سایت رو نام میبرند و میگویند انقدر یه سایت درآمد داره وبلافاصله خود را با استدلالی سطحی خواستن توانستن است وامثال این ضرب المثل های بی فایده  گول میزنند

درصورتیکه خواستن همیشه به معنای توانستن نیست 

این نوع افراد بلافاصله دست به کار میشوند و مثلا برای خود این را تعریف کرده اند که قالب سایت را به طراح فلان و برنامه نویس فلان میدهند ودیگر سود آوری شروع میشود 

شما نمیتوانید سوخت یک موتور را برای یک هواپیما استفاده کنید و حتی سوار آن هواپیما شوید و انتظار رسیدن به مقصد را داشته باشید 

منظور سوخت در مثال بالا فاکتور های مهم در کار از جمله

1-منابع مالی 

2-نیروی انسانی قوی از نظر علمی و پویایی و داشتن خلاقیت 

3-سهم شما ازبازار و سهم رقبای شما در بازار و اینکه ایا واقعا میتوان طرح توجیحی برای 1 تا 5 سال آینده ایی تصور کرد 

4-طرح هدف مند و واقع گرا و با ثبات و متمرکز بر اساس منابع مالی و نیروی انسانی که در اختیار گرفته ایید  که رشد اقتصادی شما را در 1 یا 2 سال آینده بتواند به درستی تخمین بزند 

   

باورهای اشتباه 

1-توقع زیاد از کسب و کاری که راه انداختید :

مهمترین زمینه برای از بین رفتن تلاش شما همین موضوع می باشد مثلا افرادی که از من مشاوره میگیرند بر فرض مثال در زمینه سئو میگویند تا کی باید هزینه کرد تا سایت ما در رنک اول قرار گیرد .

این سوال به طور مشخص نشان میدهد سوال کننده صرفا به دنبال نتیجه و کسب درآمد می باشد من هم در جواب به آن ها میگویم تا کی میخواهی غذا بخوری تا زنده بمانی ؟ دقیقا سوال آن ها همین معنا را دارد

 این افراد این حوزه را صرفا پول سازمی بینند و فکر میکنند مانند شغل کشاورزی هرچه در این فصل کاشته شود  در فصلی درو خواهند کرد کشاورزان این احتمال را میدهند شرایط آب و هوایی باعث شود محصولی برای فروش نداشته باشند برای همین پلن B برای خود قرار میدهند ولی متاسفانه دوستان زیادی در این حوزه  گاهی این را هم نمیدانند 

جایگزین این باور اشتباه تنها   تلاش زیاد میتوان قرار داد  و صرفا نتیجه ی کم  هر چند استارتاپ هایی هستند گه سودی بیشتر از آنچه فکر میکردند به دست آوردند ولی باور مرکزی پس از مدتی از شروع کار حتما این خواهد شد

2-پایشان را از گلیم خود دراز تر میکنند:

رشد کردن همیشه خوب بوده و هست ولی برای فردی که از پله 10 به پله ی 100 طمع میکند دچار توهماتی در زمینه ی استعداد ها و توانایی خود هم خواهد شد این گونه افراد بیشتر مشکلات هویتی در شناخت خود دارند متاسفانه خیلی در کشور ما  در حوزه های مختلف به خاطر جاه طلبی زیاد جایگاه های خوبی دارند ولی در این حوزه شاید تنها بتوانند سرمایه گذار خوبی باشند 

3-درگیر ایده بودن بدون در نظر گرفتن رشد مالی :

این نوع افراد انسان ها ی قوی هستند ولی متاسفانه صرفا از نظر علمی وحوزه ی اقتصادی را زیاد جدی نمیگیرند .صرفا با این پشتوانه که این ایده جدید است شروع به کار میکنند 

4-ساختن 10 درصد کار است و ماندن 90 درصد

حتی ایده ی جدید در بازار رقابتی موجود شاید صرفا 1 سال باشد و شما پس از مدتی شروع به کار کردن منتظر رقیب های خود هم باید باشید و اطمینان داشته باشید آن ها با ایده ی شما و رفع مشکلات  شما می آیند 

پس بزرگترین اشتباه این افراد میتواند ایده محور بودن بدون آینده نگری و انعطاف لازم در آینده کاری خود دانست

5-خود محوری :

نظر شخصی من این است انسان هایی باهوش تر از استیو جابز در دوره ی ما وجود دارد ولی در کسب و کار موفق مانند استیو موفق نیستند چرا ؟

بازاری که امثال کارآفرینان بزرگ مثل استیو جابز در دست داشتند فوق العاده ایده محور بود . و فضای رقابتی برای آن ها وجود نداشت و یا بسیار پایین بود  مطمعنن استیو شاید الان اگر در دوره ما نوجوان و یا جوان بود ابتدا باید کار تیمی را بهتر یاد میگرفت تا موفق تر باشد

 

سخن پایانی  :

هدف دراین مقاله صرفا هشدارهایی برای افراد غیرمتخصص و یا مبتدیست که خوشبختانه ویژگی شجاع بودن را دارند و میخواهند در این حرفه کسب درآمد کنند