• تاریخ انتشار:
    1397/6/6
شرح مقاله:

 

🔻ذهن هوشیار یا مایند فولنس چیست؟

 

ذهن آگاهانیدن نوعی خاصی از پروا است. توجهی بدون داوری و با آغوش باز به رای ها و احساسات و حسهای بدنی و هر پدیده ای که در تو روان بشر پدید می آید و البته همین نگرش به محرکهای محیطی نیز تعمیم می یابد.

این شباهت زیادی با "گشودگی به تجربه" در درمانهای وجودی دارد. ذهن هوشیار به نوعی یک توجه با تمرکز محسوب می شود زیرا بر نگاه بی واسطه به هر آنچه هست پافشاری دارد.

بطوریکه همانطور که یگانه از نخستین تمرینات کتاب خوردن آرام و ذهن آگاهانه یک کشمش است، روش تصادف با همه پدیده ها به مشابه آن است که نخستین بار است که دید می شود.

این شیوه نگرش چنان تازگی به دید انسان میدهد که به مانند این جمله نامی که بزرگی در نگاهت باشد و نه در آنچه مینگری، جان دوباره ای حتی به ساده ترین امور روزمره می دهد.

تاکید بر بودن و ماندن و عدم دوری از هر آنچه در لحظه حال چه دلخواه و چه نامطلوب میگذرد، است. با کمک این شیوه توجه، ما متوجه جنبش مداوم ذهن به ماضی و آینده می شویم که ما را از تجربه آنچه اینجاست، دور میکند و ما را به همه جا  بجز اینجا می برد. 


بودن در لحظه حال گاه به اشتباه به بی خیالی و باری به هر جهت و لذت جویی تعبیر شده است. در حالیکه ابقاء و استجابت پدیده های نامطلوب روانی ظاهری لذت بخش ندارد ولی عامل سازش باطنی در عین داشتن درد می شود.


تمرکز بر زمان حال ، نگریستن داخل و خارج بدون داوری و پذیرش امور زمانی که قادر به تغییر نیستیم ،از اهداف اصلی نظریه مایندفولنس هست.


🔘 وینستون چرچیل در پاسخ کسی که از وی پرسیده بود نگران پست‌های خطیر خود نیستید گفت: "من آدم گرفتاری هستم، فرصت نگرانی را ندارم."

🔘 طبیعت به ذهن خالی هجوم می‌آورد. معمولا احساسات ناشی از نگرانی، ترس، تنفر، حسادت و کینه افکار و احساسات مثبت را مجبور به عقب‌نشینی می‌کند.


پس به آنها نباید مجال داد. غالبا با فجایع بزرگ زندگی با شجاعت و درایت روبرو می‌شویم، اما به موضوعات کوچک اجازه می‌دهیم مارا از پای در بیاورد.