• تاریخ انتشار:
    1397/6/4
شرح مقاله:

 

آیا ما هماهنگی فکری داریم؟

 

بهم ریختگی عمل، ریشه در بهم ریختگی فکری دارد. وقتی اجزاء اندیشه یکدیگر را نقض کنند، عمل به آنها نیز مجموعه ­ای از تناقضات را به وجود می ­آورند. بالاخره مشخص نیست که: 

– بخش خصوصی را قبول داریم یا نداریم؟ در بیان می­ گوییم قبول داریم ولی آماده نیستیم به او مسئولیت دهیم، تفویض کنیم و در حکمرانی با او شریک شویم؛

– سرانجام معلوم نیست این نظام بین­ الملل را قبول داریم یا نداریم؟ در بیان، قبول نداریم ولی تمام فن ­آوری­ها، محصولات، اعتبارات و تحقیقات آنها را می­خواهیم. فلسفه وجودی آنها را قبول نداریم اما بسیاری از محصولات آنها را می­خواهیم؛ 

– بالاخره جهان جای نکوداشتن است یا باید با مظاهر آن مبارزه کرد. در بیان، گیتی را مذمت می­کنیم ولی برای پول و مقام تقریباً هر کاری می­ کنیم؛ 

– بالاخره معلوم نیست تخصص را قبول داریم یا نه؟ البته که در بیان کل قبول دارند اما دریاچه اورمیه، نرخ تورم، بانکداری، نظام آموزش عالی، پیرامون زیست، صنعت خودروسازی و سیاست بیگانه معرف اینست که امور، تخصصی تصمیم­سازی نشده ­اند؛ 

– سرانجام می­خواهیم با مسلمان ها روابط خوبی داشته باشیم یا با غربی ­ها، یا با آسیایی ­ها یا با شمالی­ ها؟ یا با هیچ کدام؟ سرانجام مسیر چیست؟ 

– بالاخره سررسید مهم است و باید برای آن فکر کرد، برنامه ­ریزی کرد، آینده ­نگری کرد و در فکر 50 سال آینده بود یا موعد تعطیل است و باید دم را غنیمت شمرد؛
 

– سرانجام سرمایه ­داری را قبول داریم یا نه؟ چپ هستیم؟ سوسیالیست هستیم؟ از گونه چینی هستیم؟ مالزی هستیم؟ هند هستیم؟ ترکیه هستیم؟ صدها لایه و پرده درون در تو هستیم؟ چه هستیم؟؛ 

– بالاخره می­ خواهیم با کیفیت زندگی کنیم؟ همه با کیفیت حیات کنند؟ در دنیا به واسطه آنچه ساخته ­ایم اعتبار و ارج کسب کنیم؟ مکانیزم چنین مقصودی چیست؟ اصولاً کیفیت اهمیتی دارد یا خیر؟ 

– سرانجام می­ خواهیم چکار کنیم؟ بقا؟ رشد؟ پیشرفت؟ تقابل؟ تعامل سازنده؟ کدامیک؟ با کدام ترکیب؟ تقسیم­ بندی درصدها به چه صورت است؟ 

– و بالاخره افکاری که افق­ های ما را تعیین می­ کنند کدامند؟ می ­دانیم؟ افرادی می ­دانند؟ اطاق فکری که به این امور پروا می­ کند کجاست؟ آیا سیستمی داریم که همه مسایل کشور را یکجا ببیند و به صورت تسلسلی و سیستماتیک برای آنها طراحی کند؟
 

شاید علت­ العلل مسایل ما، وضعیت فکری ماست.
 مجمع­ الجزایری از افکار به صورت معلّق در محیط‌ بدون آنکه نقطه مماسی داشته باشند در مدارهای خویش خواسته حرکت می­ کنند. لغایت اندیشه بخردانه و هماهنگ نشود، عملکرد اصلاح نمی ­شود. علت اینکه در نروژ و دانمارک آرامش و استوار وجود دارد به خاطر اینست که پاسخ سئوالات فوق را دهه­ ها پیش در میان خود حل کرده ­اند. چه بسا با همین استدلال، فرزانش در غرب و در آسیا هم اینک جایگاهی ندارد اما در میانی خاورمیانه ­ای­ها سئوالات مهم فلسفی بی ­پاسخ باقیمانده ­اند و تعدد و حجم بحرا نها، مجال پاسخ­گویی را نمی­دهد. دستگاه مغزی ما محتاج انسجام باطنی است تا سیستمی بپا شود. نمی­ طاقت همه چیز را با هم و هم زمان خواست. حیات با کیفیت محتاج نخستینگی ­بندی، سیستم، هرم، زمان­ بندی، آینده­ نگری و واقع­ بینی است. بدون داشتن Consistency نمی ­توان در چشمداشت جواب نشست.

 به درجه­ ای که میانی بیان و عمل یک فرد، یا کشور یا بنگاه فاصله باشد، به همان میزان کیفیت، اعتبار و کارآمدی آن تفریق می­ یابد. شفافیت و قاعده­ مندی دو ریشه-بن-بیخ ثابت و دانشمند ­شمول پیشرفت هستند. فکری انسجام دارد که شفاف و قاعده­ مند باشد. از سطح تناقضات یک فکر کاسته می­شود وقتی شفاف باشد.

 سالها پیش، به شخصی که یک ساعت و ۴۵ دقیقه به جلسه­ ای با تأخیر آمده بود مؤدبانه و خصوصی گله کردم. او در پاسخ، نکته ­ای گفت که سطح یادگیری متعلق به در مرز یک دوره فوق ­لیسانس بود. او گفت: اینقدر صحبت از سامان و سیستم و عقلانیت و موعد و کارآمدی و آینده ­نگری و هماهنگی و دقّت و مدیریت و قانون­ گرایی…. نکن. من و تو را فرجام در قبر خواهند گذاشت.
 

مسئولیت دست یابی به هماهنگی فکری با خودمان است. در این نظام بین­ الملل، کل کشورها تنها هستند و صرفاً به فکر منافع خود. با توجه به سه گوش در حال پیدایش دوباره چین، روسیه و آمریکا، این خاصیت سامان جهانی عمیق ­تر نیز خواهد شد. اگر با دانش و تخصص به انسجام فکری نرسیم، هم چنان همانند ۱۷۰ سنه گذشته سینوسی سیر خواهیم کرد. مخالفان نیرومند شدن کشور چه در ناحیه و چه بیرون از ناحیه متوجه هستند که ما در جنجال از تناقضات زندگی می­کنیم.

 نباید گذاشت آنها به آنچه ناپلئون گفت برسند. ناپلئون گفت: «وقتی دشمن شما در حال اشتباه کردن است، مزاحم او نشوید.» 

مسئولیت ایجاد انسجام فکری بین ما و در داخل ماست.